قاسمى حسينى گنابادى
36
شاه اسماعيل نامه ( فارسى )
بىرحمىهايش ، شيخ را نكو مىداشت و وى « و مريدانش را از پرداخت هرگونه تحميلات ديوانى و مالياتهاى رعيّتى معاف » كرده بود 52 . شاهرخ تيمورى 53 ، نيز ، شيخ را حرمت قائل بود . خواجه على پس از گزاردن حج در راه بازگشت در بيت المقدّس درگذشت و در همانجا به خاك سپرده شد 54 . مدفنش در آن ديار به آرامگاه « سيّد على عجم مشهور است » 55 . 4 . شيخ ابراهيم ( متوفّى 851 ق ) از زمان تولّد و احوال وى آگاهى چندانى در دست نيست ؛ جز اينكه همراه پدر در زيارت مكّه بود و پدر را در ديار بيت المقدّس به خاك سپرد . پس از مراسم تدفين پدر به اردبيل بازگشت و تكيه بر جاى پدر و نياكانش زد . اقتدارش نه تنها در اردبيل 56 بلكه آوازه و نفوذ طريقتى كه او در آن زمان رهبرىاش را در دست داشت ، در ساير بلاد ، « مورد تكريم » بود . به گفتهء صاحب جهانگشاى خاقان 57 شيخ ابراهيم سالهاى پايانى عمرش را در مريضى و رنج گذراند و سرانجام زندگى را بدرود گفت و جايگاهش را به پسرش جنيد سپرد . پيرزادهء زاهدى 58 مدّت زعامت وى را ، پس از پدر ، به اشتباه نوزده سال آورده است . با توجّه به زمان فوت خواجه على در 830 ق و زمان درگذشت شيخ ابراهيم در 851 ق 59 ، شيخ ابراهيم بيست و يك سال به ارشاد مريدان پرداخت . 5 . سلطان جنيد ( ج 831 - 864 ق ) ششمين و كوچكترين فرزند شيخ ابراهيم كه به انتخاب پدر زمامدار طريقت صفوى شد . از زمان ولادت وى در منابع خبرى نيست ، جز آنكه صاحب عالمآراى صفوى 60 گويد كه « چون سلطان جنيد بيست ساله شد ، به جاى پدر نشست » ، بنابراين قول ، مىتوان سال تولد جنيد را 831 ق فرض كرد ، زيرا او در 851 ق به جاى پدر نشست . از سويى ديگر ، شايد اين تاريخ چندان صحيح نباشد زيرا شيخ جعفر ، عموى جنيد كه مراتب فضل او را در علوم ظاهره در درجهء كمال دانستهاند كه « هيچ يك از مشايخ سلسلهء صفويّه به فضل و دانش او نبوده » 61 ، با جنيد بر سر رهبرى مريدان بر اين مسئله اختلاف داشت كه جنيد هنوز « نوجوان » است و قدرت هدايت و ارشاد صوفيان ندارد 62 . از اشاره به « نوجوانى » جنيد برآيد كه سنّ او بايد به هنگام وفات پدر چند سالى كمتر از